محمد مهدوی: سیدالنگی پیش از این نیز مسئولیتهایی در شهرداری گرگان از جمله قائم مقام و معاون توسعه و مدیریت، برعهده داشت و از چهرههای باسابقه و آشنا با فضای درونی شهرداری بهشمار میرفت. همین شناخت درونی، از نگاه شورای شهر در آن مقطع، برگ برندهای برای بازگرداندن ثبات به مدیریت شهری تلقی شد.
با این حال، در مقام ارزیابی عملکرد، نمیتوان کارنامه عمرانی دوره سیدالنگی را موفق دانست. در حالی که شهر گرگان با حجم بالایی از پروژههای نیمهتمام و مطالبات انباشته مواجه بود، آنچه در عمل رخ داد، نه تحرک قابل توجه در حوزه پروژههای زیرساختی بود و نه تحقق وعدههایی نظیر توسعه متوازن، بهسازی معابر، یا اجرای تقاطعهای غیرهمسطح. پروژههایی چون پارکینگ طبقاتی عدالت و میدان چهارراه، همچنان در مراحل اجرا یا بازبینی باقی ماندهاند و حتی در عملیاتهای سادهتری مانند آسفالتریزی و لکهگیری معابر، نارضایتی عمومی بهوضوح مشاهده شد.
انتقادات جدی از معاونت عمرانی و ناتوانی در تحقق وعدههای اولیه، از جمله دلایل افت کارآمدی تیم اجرایی شهرداری در نگاه افکار عمومی بود. در واقع، یکی از گرههای اصلی در عملکرد شهری، فقدان یک مدیریت عمرانی قوی و باتجربه بود که بتواند پروژهها را از مرحله طرح تا اجرا بهدرستی راهبری کند. این کاستیها، در کنار فشارهای مالی و اختلافنظرهای مداوم با بدنه شورا، نهایتاً به استعفای سیدالنگی در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ انجامید.
مجید طاهری؛ سرپرست جدید شهرداری گرگان کیست؟
در پی استعفای سیدالنگی، شورای اسلامی شهر گرگان در جلسهای فوقالعاده، مهندس مجید طاهری را با اکثریت آراء بهعنوان سرپرست جدید شهرداری انتخاب کرد.
مجید طاهری از مدیران باسابقه در بدنه شهرداری است که پیشتر در جایگاههایی نظیر معاون فنی و شهرسازی شهرداری گرگان، مدیر شهرداری منطقه یک و دو گرگان حضور داشته است. آشنایی عمیق با ساختار پروژههای شهری، تعامل خوب با بدنه کارشناسی، و نگاه اجرایی واقعبینانه، از جمله ویژگیهایی است که او را در میان گزینههای موجود، به چهرهای قابل اتکا بدل کرده است.
انتقال قدرت؛ آغاز اصلاح یا ادامه وضع موجود؟
با تغییر در رأس شهرداری گرگان، این پرسش مهم مطرح میشود که آیا شورای شهر به دنبال اصلاح واقعی در مسیر مدیریت شهری است یا تنها جابهجایی مهرهها را رقم زده است؟
انتخاب طاهری، اگرچه از درون بدنه شهرداری صورت گرفته، اما میتواند فرصتی برای بازسازی اعتماد عمومی، چابکسازی سازمان و تکمیل پروژههای نیمهتمام باشد. البته، این مهم در گرو آن است که شورا از نگاههای سیاسی و فشارهای حاشیهای فاصله بگیرد و اجازه دهد مدیریت اجرایی بر مبنای تخصص و استقلال عمل کند.
اما اگر انتصاب طاهری تنها تداوم حلقه مدیرانی باشد که در دوره گذشته بخشی از ناکارآمدیها به عملکرد آنها گره خورده، نباید انتظار تغییر معناداری در روند پروژهها و رضایت شهروندان داشت.
گرگان امروز در نقطهای حساس ایستاده است؛ شهری با مطالبات انباشته، زیرساختهایی ناکامل، منابعی محدود، و شهروندانی که به دنبال اثربخشی و کارآمدی هستند. آنچه بیش از هر چیز مورد انتظار است، بازگشت به اصول شایستهسالاری، استفاده از نیروهای متخصص، و ایجاد انسجام واقعی در مدیریت شهری است.
نتیجهگیری:
آینده مدیریت شهری گرگان، بیش از آنکه به اسامی وابسته باشد، در گرو تغییر رویکردهاست. اگر شورای اسلامی شهر، از تجربهی دو سال و نیم گذشته درس گرفته باشد، باید بداند که ثبات، توسعه و رضایت عمومی، تنها در سایهی تخصص، شفافیت، و پاسخگویی ممکن خواهد بود.











