ارج؛قدیمیترین سازنده لوازمخانگی در خاورمیانه با لوگویی که از رنگهای زرد و مشکی تشکیل شده است، یعنی مرا ببین!

به هر روی ارج از زمان تاسیس تا تعطیلی در سال ۱۳۹۵ و البته افتتاح دوباره در سال ۱۴۰۰ تغییرات زیادی به خود دیده است. اما آنچه طی دهها سال هویت ماندگار برند ارج را زنده نگه داشته بود، تولید محصولاتی با کیفیت بالا و البته خدمات پس از فروشی با رویکرد رعایت حقوق مشتری خصوصا طی دههای۴۰ و ۵۰ شمسی بوده است. چیزی که متاسفانه هنوز که هنوز است در بخش زیادی از کسبوکارهای ایرانی یک کمبود بزرگ است.
این برند ایرانی که در نخستین دورانش، لوازمی ساده و اولیه به مانند صندلیهای تاشو و کابلهای روکشدار برق میساخت در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، در گسترشی قابل توجه، به تکمیل سبد لوازم خانگی خود پرداخت.
ارج در دوران پررونق خود، آبگرمکن برقی و نفتی، انواع یخچال و فریزر، بخاریهای نفتی و بعدا گازی، ماشین لباسشویی و کولرهای آبی را تولید میکرد. احتمالا بخش زیادی از شما عزیزان خواننده این مطلب اگر متولدین دهه ۷۰ و عقبتر باشید گونههایی از محصولات این شرکت را در خانه خودتان یا نزدیکانتان دیدهاید.
موفقیت ارج تا جایی پیش رفت که تا سال ۱۳۵۷، ارج که حدود ۳۰۰۰ پرسنل داشت به بزرگترین کارخانه صنعتی خاورمیانه تبدیل شد.
برند این شرکت همزمان در رسانههای تصویری و چاپی، آوازه مثبت فراوانی بهدست آورد و سالهای سال شعار تبلیغاتیاش با عنوان «ارج؛ نامی که میشناسید و به آن اطمینان دارید» نیز آوازه گوش ایرانیان بود.
اما بدانیم درباره بنیانگذار ارج
خلیل ارجمند دانشجوی بورسیهای بود که توسط دولت وقت ایران به فرانسه فرستاده شد، او در دانشگاههای مونتپلیه و گرانویل فرانسه تحصیل کرد. سپس در پاریس و در دانشگاه تحقیقاتی سانترال موفق به دریافت مدرک مهندسی مکانیک و برق شد.
خلیل ارجمند در همین دوران دو اختراع به نام خود ثبت کرده و جوایزی نیز در این خصوص دریافت کرد.
به دلیل موفقیتهایش، بورسیه او یک سال دیگر تمدید شده و او این مدت را در کارخانه زیمنس در برلین آلمان به کارآموزی پرداخت و تجربیات بسیار گرانبهایی آموخت.
بعد از این زمان، ارجمند بدون فوت وقت به به ایران بازگشته و مشغول به تدریس در دانشگاه به عنوان استادیار و سپس استاد تمام شد. سپس راهی خدمت سربازی شده و بعد از انجام خدمت نظام وظیفه در سال ۱۳۱۶ کارگاه کوچک ارج را راهاندازی کرد.

این کارگاه در روزهای اول خط تولیدی نداشت و صرفا به دنبال دریافت سفارش برای انجام پروژههای مختلف بود شاید درست شبیه یک پزشک عمومی که همهجور مریضی را معاینه میکند!
حتی یکی از پروژههایی که باعث جانگرفتن ارج شد تزئین باغهای شعب بانک ملی ایران با استفاده از مصنوعات فلزی بود که توسط مجموعه ارج انجام پذیرفت، چرا که خلیل ارجمند دو دستگاه جوش وارد ایران کرده بود و به کارگرانش کار با آنها را آموزش داده بود.
سالهای ۱۳۱۸ و ۱۳۱۹ با شروع جنگ جهانی دوم و بحران ایجاد شده برای همهچیز از جمله لاستیک اتومبیل که فوقالعاده نایاب و البته گران شده بود آنها برای مدتزمانی حتی به تولید این محصول پرداختند!
وقتی داستان برندهای مختلف را بررسی میکنیم میبینیم، برندهای بزرگ جهان در دورههای مختلف کالاهایی بسیار متفاوت از محصولات امروزشان تولید کردهاند. حتی تویوتا که تولیدکننده ماشین بود برای چندسال به تعمیرگاه ماشینهای آمریکایی بدل شده بود. کارآفرینان موفق و ماندگار جهان همگی انعطافپذیرند! میرسیم به اوایل دهه ۱۳۲۰ و این زمانی است که کارگاه ارج شروع به ساخت رختشورخانه در محلات جنوب تهران کرد. این اقدام با حفر چاههایی در این محلات و قراردادن پمپهای آب در آنها انجام پذیرفت، این موضوع باعث شد مردمان جنوب تهران بسیار خوشحال شوند.
در سال ۱۳۲۱ مجموعه ارج که حدود ۳۰ کارگر داشت به زمینی ۲ هکتاری در نزدیکی میدان شوش تهران منتقل شد.
دو سال گذشت و متاسفانه در سال ۱۳۲۳ و زمانی که مهندس خلیل ارجمند برای بازدید یکی از این پروژهها رفته بود در زمان بازدید از تجهیزات پروژه به دلیل پارگی تسمه نگهدارنده از ناحیه سر ضربه شدیدی خورده و در اوج جوانی و کارآمدی دارفانی را وداع گفت!
در مراسم ختم این بزرگمرد جوان دهها هزارنفر از تهرانیها حضور پیدا کرده بودند.
گفته میشود نقش موثر مهندس ارجمند به حدی چشمگیر و بارز بود که باعث شد در آن دوران بسیاری از جوانان تهرانی به فکر ادامه تحصیل در رشته مهندسی بیفتند!
نکته جالب این که حدود ۸۷سال پیش از این و در حالی که این شخص یک سمت عالی دانشگاهی و با حقوق مکفی و احترام و اعتبار داشته، از کسوت تدریس بیرون آمده و دستانش را روغنی میکند. این درست همان حلقه مفقودهای است که سالهای سال مشکل بین دانشگاه و بازارهای ماست!
او علم و دانشش را کاملا کاربردی کرده و میتوان گفت که یک عامل با عمل بود، خصوصا این که او مهندس بود و مهندسی صرفا در کلاسهای دانشگاه معنای خاصی ندارد.
به قول نسیم نیکلاس طالب نویسنده کتاب معروف قوی سیاه، تنها حرف کسانی را گوش دهید که پوست خودشان در بازی گیر است. یعنی به چیزهایی که آموزش میدهند اعتقاد و تسلط داشته و پای خودشان واقعا در بازی گیر است.
برادران ارجمند
پس از فوت مهندس ارجمند در سال ۱۳۲۳ کارگاه ارج تقریبا تا مرحله نابودی پیش رفت. برادران وی در آن دوران کم سنوسال بوده و پدرش نیز که فردی دفتری و دولتی بود، اصلا علاقهای به ر صنعت نداشت. هفت سال بعد مهندس اسکندر ارجمند مسئولیت کارگاه را برعهده گرفت و دو سال بعد از آن مهندس سیاوش ارجمند که در آلمان مهندسی برق فشار قوی خوانده بود و مدتی را نیز در کارخانه زیمنس به کارآموزی پرداخته بود به ایران آمده و به کارگاه ارج پیوست!
در همین دهه، ارج تولید بخاری نفتی را شروع کرد و کمی بعد به ساخت صندلیها و میزهای تاشو پرداخت که یک شروع یک لایفاستایل جدید برای ایرانیان بود. درست به مانند خانم سارا بلیکلی مبدع جورابشلواریهای لگینگ بانوان که پس از موفقیت اولیه گفته شد که لایف استایل زنان کل جهان را تغییر داده است، چرا که باعث شده آنها از محدویتهای لباسهایی مثل کت و دامن خارج شده و حتی ورزشکارتر شوند!
گویا تولید صندلی تاشو و میزهای مرتبط با آن توسط ارج در دهه ۳۰ شمسی که شاید امروز به نظر ما خیلی ساده به نظر برسد اقدامی بسیار ساختارشکنانه و مهم بوده است. تا پیش از آن در بسیاری از خانههای ایرانیان اصلا صندلی وجود نداشته است و مردمان روی زمین مینشستند. اگر هم خانوادهای متمول بود صندلیهای خانهاش صرفا مدلهایی معروف به لهستانی بودند. اما پس از تولید صندلی تاشو و میزهای فلزی همراه آن توسط ارج، تقریبا همه میتوانستند صندلی بخرند و البته در پیکنیکهای خودشان نیز از آنها استفاده کنند!
از پدرم نقل است که این صندلیها به صورت بستههای ششتایی در یک پکیج بسیار محکم عرضه میشدند و رنگهایی زیبا و البته ماندگار داشتند که تحت هیچ شرایطی پاک نمیشدند! اتفاقی که بعدها هرگز رقبای ارج نتوانستند رقم بزنند.
او نقل کرد که خصوصا در اوایل عرضه این میز و صندلیهای تاشو برای خریدن آن در عوامل فروش ارج، مردم صف میبستند و سر خرید آن گاهی دعوا میشد! (ناخودآگاه یاد برند اپل افتادم و حسرت خوردم که چرا امروز برند ایرانیای نداریم که مردم به دلیل کیفیت برایش صف ببندند!)
به هر روی سال ۱۳۳۸ فرا رسید و مهندس ارجمند، مدیر کارخانه، برای سفری به ایالت گرم آریزونا در ایالات متحده سفر کرد. آنجا نمونههایی از کولرهای آبی را دید که دمای هوا را در تابستانهای گرم و خشک تا ده درجه سانتیگراد پایین میآوردند.
ارجمند همانجا متوجه شد که شاید این محصول یکی از مهمترین نیازهای مردم ایران باشد که بخش اعظمش گرم و خشک است و مردمانش، تابستانها را با فلاکت میگذرانند. پس، خط تولید کولرهای آبی در انواع مختلف و حتی در مدلهای پرتابل را راهاندازی کرده و تازه اینجا بود که ارج شد نامی میشناسید و به آن اعتماد دارید.
باز هم شاید ما اکنون به درستی متوجه نشویم که داشتن تهویه مطبوع چه معنایی دارد؟ چرا که از وقتی یادمان میآید در خانههایمان انواعی از کولر را داشتهایم و حدود سه دهه هم است که حتی بیشتر ماشینهایمان حتی پراید هم کولر دارد.
اما در آن زمان، کارآیی مردمان در فصل تابستان در سراسر قسمتهای گرم جهان از جمله ایران به شدت پایین میآمده است تا جایی که یکی از جامعهشناسان معروف دنیا با دلیل و مدرک اثبات کرده است که تولید و فراگیر شدن وسایل خنککننده (کولرها) در جهان یکی از جهشهای بزرگ خوشحالی و حس خوشبختی بیشتر برای مردمان جهان بوده است!
ضمن این که کارآیی سازمانها و افراد را بسیار بالاتر برده است.
ناگفته نماند که درکش زیاد هم سخت نیست، کافیست یکی از این روزهای تابستانی را به خاطر آوریم که کولر خانه یا دفترکارمان به دلیل قطعی برق یا خرابی کار نمیکند. آن روز واقعا جهنمی خواهد بود.
پس شامه قوی مدیر ارج، یکی از اصلیترین نیازهای ایرانیان را تشخیص داده بود. از آنجایی که امکان ساخت کولرهای آبی بسیار در دسترس بوده و به فناوری خاصی نیاز نداشت، این محصول به سرعت و با قیمتهایی بسیار مناسب تولید شده و در سراسر ایران البته به غیر از مناطق شرجی فراگیر شد.

به عبارتی تخته پرش ارج در صنعت لوازم خانگی، ایده تولید کولرهای آبی بود و این محصول همان چیزی بود که این برند را فراگیر کرد.
اگر از دید بیزنسی به این موضوع نگاه کنیم تولید کولرهای آبی در ایران که امکان تولید صد درصد داخلی آن وجود داشت و هزینه تولیدش بسیار پایین و رقابتی بود امکان دسترسی به یک بازار بزرگ چندمیلیون نفری را فراهم کرد که این به منزله ورود به یک اقیانوس آبی و بدون رقیب بود.
اما کمی جلوتر میآییم و میرسیم به سال ۱۳۴۱ که مدیریت ارج برای بازدید از خط تولید کارخانه سینک ظرفشویی به دانمارک سفر میکند. گفته میشود در حال نهاییسازی قرارداد برای خریداری تجهزات تولید سینک بود که بازدیدی هم از کارخانه یخچالسازی صورت میپذیرد و این بازدید همانا کل موضوع را از تولید سینک آشپزخانه به سمت یخچال تغییر میدهد. از آن روزگار است که ارج یخچالساز میشود و همسالان ما یعنی نسلهای اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ شاید بیشتر ارج را با یخچال بشناسیم و این در حالی بود که پدران ما ارج را با همان صندلیهای تاشو به خاطر میآوردند!
یک سال بعد از این ماجرا ارج شروع به تولید آبگرمکن برقی ۵۰ گالنی یا ۱۹۰ لیتری کرد.
دو سال بعد و در سال ۱۳۴۳ شرکت ارج تغییر آدرس داده و به جاده مخصوص کرج نقل مکان کرد.
در سال بعد از جابجایی، ارج موفق شد قراردادی با برند آمریکایی یخچالسازی کلویناتور (که نامش برگرفته از دمای صفر کلوین بود) بسته و با اقتباس از سیستمهای اتوماسیون کارخانههای ایالات متحده یک خط تولید منظم و مرتب و طبق اصولی جهانی راهاندازی نماید. پس از راهاندازی این خط تولید، شرکت کامپیوتری آیبیام نیز به تکمیل تاسیسات این کارخانه پرداخت.

ادامه مسیر برند ارج
ارج پلههای موفقیت را با سرعت فراوان طی میکرد چرا که بازار ایران تشنه بود و اواسط دهه ۴۰ هم زمانی بود که مردم ایران توان خرید بیشتری نسبت به سالهای قبل پیدا کرده بودند.
سال ۱۳۴۵ ارج سیامین سالگرد تاسیسش را در هتل ونک جشن گرفت و این زمانی بود که نام برند ارج را نهتنها همه ایرانیها بلکه کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس هم به نیکی میشناختند!
سال ۱۳۴۸ ارج در نمایشگاه صنعتی شوروی که در مسکو برگزار شده بود شرکت کرد و با کادو دادن یک یخچال ارج به یکی از وزرای دولت کمونیست شوروی، باعث مسرت وی شد.
سال بعد از آن ارج با برند زانوسی ایتالیا که هنوز آن زمان به مالکیت الکترولوکس در نیامده بود قرارداد تولید ماشینهای لباسشویی را عقد کرد تا سبد محصولاتش را کاملتر از پیش کند.
من به عنوان کسی که سالهای سال در صنعت لوازم خانگی کار کردهام به خوبی به خاطر دارم که در دهه ۷۰ شمسی، ارج واقعا ارج و قرب داشت و به عنوان یک برند ایرانی جایگاه بسیار ارزشمندی را تحت مالکیت خودش داشت که البته متاسفانه این موفقیت ادامه نیافت!
ارج خصوصا طی دهههای اول، برندی بود که صرفا به دنبال استفاده مالی نبوده و همانطور که از ابتدای داستان هم خواندیم همیشه به مردم اهمیت فراوان میداده است. به همین دلیل در سال ۱۳۴۹ شروع کرد به ساختن آپارتمان برای کارگرانش که اقدامی بسیار نوآورانه و ارزشمند بوده است.
سال ۱۳۵۴ ارج از یک شرکت خصوصی به شرکت سهامی عام تبدیل شده که گفته میشود بخشی به دلیل فشارهای دولتی بوده است. نتیجتا این اقدام تا حدی باعث کاهش انگیزه نوآوری ارج میشود.
آن روزگاران زمانی بود که در کنار ارج، شرکتهای آزمایش و جنرال هم سهمهای چشمگیری از بازار ایران میخواستند و این برندها جدای از ایران، چشمنظری هم به بازارهای بینالمللی هم داشتند. ارج در همین روزگاران زمینی را در شیراز خریده و دومین کارخانهاش را در آنجا راهاندازی میکند.
چندسالی گذشت و رسیدیم به سال ۱۳۵۸ که ارج در این زمان حدود ۳۰۰۰ پرسنل داشت و البته چندین هزارنفر در سراسر ایران به عنوان سرویسکاران این شرکت فعال بودند.
با توجه به تحولات سیاسی آن زمان مدیریت کارخانه ارج تحت کفالت سازمان صنایع درآمده و افول بزرگ ارج رقم خورد.
البته همانطور که اشاره کردیم ارج تا اواسط دهه ۷۰ شمسی همچنان به تولیدات خودش با تمام توان ادامه میداد چرا که بازار ایران همچنان تشنه محصولات لوازم خانگی بود، خصوصا پیش از ورود برندهای کرهای اما…
ضربه سختی به اعتبار ارج
اختلاس سنگین مدیران ارج در سال ۱۳۷۴ ضربه سنگین دومی را به پیکره این برند وارد کرد.
هرچند که این برند قدیمی و معتبر اصیل ایرانی پس از این ماجرا نیز لنگ لنگان خودش را پیش برد اما این لنگزدنها تا سال ۱۳۹۵ بیشتر ادامه نیافته و در خرداد این سال مهر تعطیلی بر این برند ۸۰ساله زده شد.

شیره این برند کشیده شده بود و دیگر توان ادامه نداشت!
در انتها در سال ۱۴۰۰ برند ارج به فروش رسید و سرمایهگذار جدید ارج قرار است با تولید گروههای محصولی جدید نام ارج را دوباره زنده کند. به امید جان گرفتن دوباره این برند اصیل ایرانی از تعداد انگشتشمار برندهای وطنی.











