هر دو گونه شرکتهای دیجیتالی و غیردیجیتالی به طور مستمر دست به بازنوآوری محصولات و مدلهای تجاری خود و همه فرایندهایی خواهند زد که موجب حفظ رقابتپذیری و ایجاد مزیت رقابتی برای آنها در محیط رقـابتی و پــویای بازار حال حاضر شود.
تحول دیجیتال نیازمند این است که هر نوع فعالیتی در سازمان اعم از تبلیغات و فرایند جذب مخاطب تا گردشکارهای فروش و حسابداری، دیجیتالیسازی شده و به درستی و کاملا هماهنگ با یکدیگر اتوماسیون شوند. همچنین کسبوکارها دیگر نمیتوانند چندین ماه را صرف واکنش به ترجیحــات و خواستههای مشتریان و پیادهسازی ایدههای جدید کنند.
بنابراین تحول دیجیتال یک فرایند پیچیده است که همه جنبههای استراتژیک کسبوکار را در برمیگیرد. تصوری که بسیاری از شرکتها از تحول دیجیتال دارند اضافه کردن نرمافزار به واحدهای سازمانی و امتیازدهی دیجیتالی به سرنخهای فروش است. این کار اگر چه شروع خوبی است اما همهٔ موضوع نیست.
چابکی ؛ جوهرِ تحول دیجیتال
لازمه تحول دیجیتال در یک سازمان، رهبری تحولگرا در صدر آن است. در واقع تحول سازمان، بدون تغییرات اساسی در ساختار مدیریتی و منش رهبران سازمان غیرممکن است. یکی از ویژگیهای عصر دیجیتال، ظهور تغییرات سریع و شدید در بازار است. از یک سو فناوریها و روندهای مختلف به طور مستمر نحوه خدمترسانی سازمانها را متحول ساخته، از سوی دیگر، بازیگران بازار همیشه در حال تغییر هستند. زنده ماندن در این تحولات اساسی، راهبری به روز و چابک نیاز دارد.
برای درک بهتر تاثیر این تغییرات، اجازه بدهید مثالی در بازار موبایل برای شما ارائه کنم: دوربینهای چندگانه در گوشیهای موبایل، روندی است که تنها در دو یا سه سال اخیر بازار گوشیهای همراه را تحت تأثیر قرار داده، همین موضوع باعث بازطراحی این گوشیها و معرفی امکانات جدید شده است. اگر 2 سال پیش به شما گفته میشد که یک گوشی موبایل، 2 دوربین عقب (دوربین سلفی منظور نیست) دارد، شما تعجب میکردید، اما در سال جاری با گوشیهایی از برندهای مطرح مواجه هستیم که سه، چهار و حتی 5 دوربین در پشت گوشی تعبیه کردهاند! از تغییرات در بازیگران بازار هم میتوان به شرکت «هوآوی» اشاره کرد.
شرکتی که اولین گوشی لمسی خود را در سال 2009 معرفی کرد و توانست در سال 2018 از شرکت اپل در تعداد فروش دستگاه موبایل پیشی بگیرد. تمامی این اتفاقات تنها در عرض چند سال در بازار موبایل این حجم از تغییرات را ایجاد کرده است.
این شرایط مربوط به یک صنعت خاص نیست، البته که اعداد و ارقام این چنین تحولاتی در صنعت گوشی موبایل، در حد پنج یا شش سال است، اما هر صنعتی با چنین تغییرات بنیادینی، دیر یا زود، دست و پنجه نرم خواهد کرد. فرمول موفقیت (شاید بهتر است بگویم: بقا!) در این شرایط، یک کلمه است: چابکی.
ایجاد چابکی در سازمان، کلامی ساده و عملی دشوار است. یک سازمان چابک، همانند یک موجود زنده است؛ تکامل یافته با تغییرات محیطی و در تعامل همیشگی با عناصر اطراف به منظور بقا و حرکت به سمت تعالی. چنین سازمانهایی برای تحولات عظیم، مثل تحول دیجیتال، چندین قدم از سایر سازمانها جلوتر هستند.
تحول دیجیتال، نیازمند بازنگری، بازنشانی و بازطراحی تمامی ابعاد سازمان است. فلسفه تحول دیجیتال، توجه به محیط و ابزارهای موجود، و از نو ساختن سازمان با توجه به این موارد است. بدون فلسفه چابک، نمیتوان انتظار موفقیت چنین تحولی را در عصر پرشتابی کنونی داشت. به همین سبب میتوان گفت تا زمانی که فرهنگ چابک در یک سازمان عملیاتی نشده باشد، انتظار داشتن یک تغییر اساسی و مهمتر از آن، پایدار بودن این تغییر، بیهوده خواهد بود. پس در صورتی که مترصد تبیین سبد پروژههای تحول دیجیتال سازمانتان هستید، قبل از همه چیز، چابک ساختن سازمانتان را مد نظر قرار دهید.
سرعت سریعی که امروزه فناوریهای نوآورانه توسعه مییابند، درجه بالایی از سازگاری را از شرکتها میطلبد. روشهای خلاقانه مانند تفکر طراحی به تفکر خارج از چارچوب و یافتن راهحلهای انعطاف پذیر برای چالشهای تحول دیجیتال کمک میکنند. در عین حال، تفکر طراحی سازمان را قادر میسازد تا نه تنها عوامل داخلی بلکه عوامل خارجی را در توسعه استراتژی خود در نظر بگیرد.
تحول دیجیتال، تحول کسبوکار است
این جمله کوتاه را کلید درک مفهوم تحول دیجیتال میدانم. مفهومی که این روزها، سوءبرداشتهای بسیاری در موردش وجود دارد و هر کسی از ظن خود (و معمولاً به غلط) یار آن میشود.
تحول دیجیتال، تغییری شگرف در عملکرد یک سازمان و یا یک کشور با محوریت فناوریهای تحولآفرین است. اینترنت اشیا، رایانش ابری، اپلیکیشنهای مـــوبایل، رسانههای اجتماعی، واقعیت مجازی و افزوده، تحلیلگری داده، هوش مصنوعی و بلاکچین از مهمترین انواعِ فناوریهای تحولآفرین هستند. تأکید میکنم تحول دیجیتال به معنی استفاده تزئینی و مدگرایانه از فناوریهای نامبرده نیست، بلکه زمانی میتوانیم مدعی تحول دیجیتالی شویم که این فناوریها، مدلهای کسبوکار، تجربههای ذینفعان (مانند مشتریان و کارکنان در سطح سازمانی و شهروندان در سطح ملی) و فرایندهای عملیاتی ما را به نحو مطلوبی زیر و رو کرده باشند.
شرکت هایی که مایل به تحول دیجیتال هستند باید بدانند که این یک اقدام یکباره نیست. بلکه یک تعهد همیشگی است که طی آن کسبوکار ما باید به طور مستمر منعکسکننده هر تغییری باشد که آینده برای ما به ارمغان میآورد.











