• امروز : شنبه, ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 13 June - 2026
نشریه اکونومیست تحلیل کرد

سرنوشت انسان در دنیایی تحت سلطه هوش مصنوعی

  • کد خبر : 1017
  • 12 تیر 1403 - 20:21
سرنوشت انسان در  دنیایی تحت سلطه هوش مصنوعی
این موضوع یکی از سوالاتی است که در کتاب جدید «نیک باستروم»، از فلسفه‌دانان دانشگاه آکسفورد مطرح شده است. نیک باستروم در کتاب پیشین خود به این موضوع پرداخته بود که احتمال اینکه تمدن بشر طی 100 سال آینده با نابودی روبه‌رو شود، یک-ششم است؛ اتفاقی که شاید دلیل آن به توسعه اشکال خطرناک هوش مصنوعی مربوط باشد.

این فلسفه‌دان در کتاب پیشین خود موسوم به «اتوپیای عمیق»، یک نتیجه متفاوت از توسعه هوش مصنوعی را مورد بررسی قرار داده بود. اگر هوش مصنوعی به شکل شگفت‌‌آوری بهبود یابد و ارتقا پیدا کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ طبق یک سناریو که آقای باستروم در نظر گرفته،‌ توسعه هوش مصنوعی به نقطه‌ای خواهد رسید که قادر می‌شود تمام کارهای ارزشمند از نظر اقتصادی را با هزینه‌ای نزدیک به صفر انجام دهد.

تحت یک سناریوی رادیکا‌ل‌تر، وظایفی مانند فرزندپروری که شاید فکر کنید برای انسان‌ها باقی می‌ماند و فناوری در آن نقشی نخواهد داشت، می‌تواند به خوبی و حتی بهتر از انسان، توسط هوش مصنوعی انجام شود. به نظر می‌رسد این مسئله بیشتر از آنکه منعکس‌کننده یک اتوپیا (آرمان‌شهر) باشد، بیشتر شبیه به یک ویران‌شهر خواهد بود، اما آقای باستروم استدلال دیگری دارد.

او سناریوی نخست را «آرمان‌شهر پسا-کمبود» نامیده است. در این جهان، نیاز به انجام وظایف و کارهای مختلف کاهش پیدا می‌کند. حدود یک قرن پیش، «جان مینارد کینز» در مقاله‌ای با عنوان «احتمالات اقتصادی برای نوه‌های ما»، پیش‌بینی کرده بود که با گذشت 100 سال، نوادگان ثروتمند او تنها 15 ساعت در هفته کار خواهند کرد. اگرچه این پیش‌بینی دقیق نبوده، اما میزان ساعت‌ کاری در جهان امروز به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.

در کشورهای ثروتمند،‌ میانگین هفتگی ساعت‌های کاری از بیش از 60 ساعت در اواخر قرن 19، به کمتر از 40 ساعت در عصر حاضر رسیده است. هر شهروند آمریکایی به‌طور معمول یک‌-سوم از ساعات بیداری خود را به فعالیت‌های تفریحی و ورزش اختصاص می‌دهد. در آینده، مردم آمریکا ممکن است در نظر بگیرند که زمان خود را صرف کارهایی کنند که فراتر از درک امروز بشر است.

همانطور که آقای باستروم نوشته، زمانی که پای تکنولوژی‌های قدرتمند در میان باشد، «دامنه تجربیاتی که برای ما امکان‌پذیر است، بسیار فراتر از تجربیاتی است که می‌توانیم با مغز فعلی خود که کاملا بهینه نشده، به آن‌ها دسترسی پیدا کنیم.»

با این حال،‌ انتخاب نام «آرمان‌شهر پسا-کمبود» ممکن است کمی گمراه‌کننده باشد: رونق چشمگیر اقتصادی که به وسیله هوش مصنوعی بسیار قدرتمند ایجاد می‌شود، هنوز هم به وسیله منابع فیزیکی از جمله خشکی و زمین، محدود خواهد بود.

اگرچه اکتشافات فضایی ممکن است به شکل قابل توجهی فضای در دسترس برای ساخت‌وساز را گسترش دهد اما این ظرفیت، نامحدود نیست. علاوه بر این،‌ سناریوهایی وجود دارد که در آن انسان‌ بدون رفتن به فضا، یک هوش مصنوعی بسیار پیشرفته‌ خلق خواهد کرد. در این سناریو، ثروت ممکن است بسیار فراوان باشد اما بخش قابل توجهی از آن می‌تواند برای مسکن استفاده شود، شبیه به آنچه که امروزه در کشورهای ثروتمند دیده می‌شود.

حتی اگر هوش مصنوعی بتواند در هنر، خِرد،‌ موسیقی و ورزش از انسان پیشی بگیرد، افرادی که موفقیت‌های فردی بیشتری نسبت به دیگران داشته باشند، احتمالا باز هم از منفعت‌های بیشتر برخوردار خواهند بود. اقتصاددانی به نام «فرد هیرش» در

سال 1977 در کتاب خود موسوم به «محدودیت‌های اجتماعی برای رشد» ‌استدلال کرد که با بیشتر شدن ثروت، بخش بزرگ‌تری از آرزوهای انسان از کالاهای موقعیتی تشکیل می‌شود. کالاهای موقعیتی خواهد بخشید. هراس از موج دوم واردات کالاهای ارزان‌قیمت چینی می‌تواند به این روند شتاب بخشد. جنگ آشکار میان آمریکا و چین بر سر تایوان یا غرب و روسیه می‌تواند موجب فروپاشی بزرگ شود.

در بسیاری از این سناریوها، پیامدها سهمگین‌تر از آن خواهد بود که مردم تصور می‌کنند. انتقاد از جهانی‌شدن بی حدوحصر به‌عنوان عامل نابرابری، بحران مالی جهانی و مشکلات اقلیمی رایج است؛ اما دستاوردهای دوران اوج سرمایه‌داری لیبرال در تاریخ بی‌نظیر است. یکپارچه‌سازی اقتصاد داخلی با اقتصاد جهانی صدها میلیون نفر چینی را از فقر نجات داد. نرخ مرگ ‌ومیر نوزادان در سراسر جهان به کمتر از سال۱۹۹۰ رسیده است. درصد افرادی از جمعیت جهان که در درگیری‌های بین کشورها کشته می‌شوند، در سال۲۰۰۵ با ۰.۰۰۰۲درصد به کمترین حد از زمان پایان جنگ جهانی رسید. تحقیقات نشان می‌دهد که در عصر «اجماع واشنگتن» (پیمان حامی گسترش اقتصاد بازار آزاد)، کشورهای فقیر موفق شده‌اند با رشد اقتصادی، عقب‌ماندگی خود را جبران کرده و شکاف با جهان ثروتمند را پر کنند.

افول این نظام می‌تواند دستاوردهای گذشته را به مخاطره انداخته و حتی روند پیشرفت را معکوس کند. در صورت فروپاشی این نظام، بعید است نظام قاعده‌مند دیگری جایگزین آن شود و دنیا به‌صورت طبیعی به سمت آشفتگی و گسترش «راهزنی و خشونت» حرکت خواهد کرد. بدون وجود اعتماد و چارچوب‌های نهادی برای همکاری، رویارویی با چالش‌های قرن حاضر برای کشورها دشوارتر خواهد شد. در این شرایط، حل مشکلات توسط باشگاه کشورهای همفکر دنبال خواهد شد. اگرچه ممکن است این سازوکار گاهی کار کند؛ ولی اغلب با تهدید و اجبار و رنجش همراه خواهد بود. وقتی قلدری و زورگویی جای همکاری را می‌گیرد، تمایل کشورها به حفظ صلح کاهش می‌یابد.

درست است نظامی که بعد از جنگ جهانی دوم تثبیت شد، منافع راهبردی آمریکا را تامین می‌کند، اما باید توجه کرد که نظم لیبرال برای سایر کشورهای جهان نیز منافع زیادی داشته است. بسیاری از فقرای جهان اکنون از ناتوانی صندوق بین‌المللی پول برای حل بحران بدهی کشورها به دنبال همه‌گیری کرونا، رنج می‌برند. کشورهای با درآمد متوسط مانند هند و اندونزی امیدوارند که با استفاده از فرصت‌های حاصل از تضعیف نظم قدیمی، کسب ثروت کنند؛ اما آنها نیز درنهایت برای تداوم رشد خود به یکپارچگی و پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد جهانی نیاز خواهند داشت و رفاه بخش زیادی از جهان توسعه‌یافته، به‌ویژه اقتصادهای کوچک و باز مانند بریتانیـــا و کره‌جنوبی، کاملا به تجارت وابسته است.

به پشتوانه رشد اقتصادی قوی در آمریکا، ممکن است به نظر برسد که اقتصاد جهانی می‌تواند از هر بحرانی جان سالم به در ببرد؛ اما نویسندگان اکونومیست معتقدند که این نگاه نادرست است.

لینک کوتاه : https://poleconomicpress.com/?p=1017

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.