• امروز : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴
  • برابر با : Wednesday - 28 January - 2026
ویجی وایتیسواران در گزارشی ویژه در نشریه اکونومیست استدلال می کند که 50 سال آینده متفاوت خواهد بود.

۵۰ سال آینده عرضه و تقاضای نفت چگونه خواهد بود؟

  • کد خبر : 745
  • ۲۰ فروردین ۱۴۰۳ - ۲۲:۳۸
۵۰ سال آینده عرضه و تقاضای نفت چگونه خواهد بود؟
مزارع الذید تا حدودی سرسبزی دارد اما مواد غذایی تولید داخل به ندرت یافت می‌شود. آب قابل شرب عمدتا از مجتمع‌های آب شیرین کن به منازل انتقال می‌یابد. گرمای هوا سوزان است و کار در فضای آزاد در گرمترین ساعات بعد از ظهر روزهای تابستان ممنوع است.

از فجیره، بندری مملو از تانکر‌های نفتی در دریای عمان به خلیج فارس و به سمت غرب در سراسر امارات متحده عربی پرواز کنید زمین های خشکی که در برابر تغییرات اقلیمی آسیب پذیر هستند را مشاهده خواهید کرد.

در امارات به عنوان نمونه کوچکی از کل جهان خطرات جدی ناشی از تغییرات اقلیمی مشاهده می شود .

مزارع الذید تا حدودی سرسبزی دارد اما مواد غذایی تولید داخل به ندرت یافت می‌شود. آب قابل شرب عمدتا از مجتمع‌های آب شیرین کن به منازل انتقال می‌یابد. گرمای هوا سوزان است و کار در فضای آزاد در گرمترین ساعات بعد از ظهر روزهای تابستان ممنوع است.

امارات حدود 3 میلیون بشکه در روز نفت تولید می کند و در این راستا یک تولیدکننده شرکت ملی نفت ابوظبی (adnoc) امیدوار است تا سال 2030 ظرفیت تولید خود را به 5 میلیون بشکه در روز افزایش دهد.

امارات به عنوان یک عضو مهم اوپک، در سال ۲۰۲۱ شرکت اینترکانتیننتال اکسچنج، که یک بورس کالا‌های مهم با دفاتری در اروپا، آمریکا و آسیاست، شروع به داد و ستد قرارداد‌های آتی نفتی برای محموله‌های نفتی تحویلی در فجیره کرد.

صنعت نفت هرگز نظیر این سالها عظیم و گسترده نبوده است. زمانی که تقاضا در طول همه گیری کووید-19 کاهش یافت، برخی امیدوار بودند که هرگز به اوج قبلی خود باز نگردد. اما در حال حاضر از زمان پیشی گرفته است.

طبق گزارش آژانس بین المللی انرژی (IEA) در سال 2023، جهان 101.8 میلیون بشکه در روز تولید کرد. بر اساس گزارش «پروژه کربن جهانی»، کنسرسیوم دانشگاهی، انتشار دی اکسید کربن از نفت در آن سال به 12.1 میلیارد تن در سال رسیده است که ۳۲ درصد کل آلاینده‌های صنعتی جهان را تشکیل می‌دهد. هر گونه تلاشی برای حفظ افزایش میانگین دمای جهانی از قرن نوزدهم «خیلی کمتر از 2 درجه سانتیگراد [3.6 درجه فارنهایت]»، همانطور که در توافقنامه پاریس در سال 2015 الزامی است، باید شاهد کاهش شدید این انتشارات باشد.

هرگونه تلاشی برای جلوگیری از افزایش متوسط دمای جهان «در حد زیر ۲ درجه» که در توافق آب و هوایی پاریس قید شده، مستلزم کاهش فوری و قابل توجه میزان آلاینده هاست.

اینکه صنعت نفت تمایل دارد از خود در برابر درخواست‌ها برای کاهش مصرف صیانت نماید، امر قابل کتمانی نیست. اما این صنعت همچنین سابقه تلاش برای تضعیف علم آب و هوا به منظور انکار پدیده تغییرات اقلیمی را نیز در کارنامه دارد. فعالان صنعت نفت لابی‌های قدرتمندی دارند که هرگاه اقدامات حفاظت از محیط زیست سوددهی آینده آن‌ها را تهدید می‌کند به سرعت دست به کار می‌شوند.

شرکت‌های نفتی که تلاش می‌کنند خود را مجموعه‌هایی دوستدار محیط زیست جا بزنند، تلاش کرده اند تا هدف گذاری‌های بلندپروازانه کنفرانس‌های بین المللی تحت عنوان کاپ را که از سال ۱۹۹۵ تاکنون توسط کنوانسیون تغییرات اقلیمی سازمان ملل برگزار می‌شده تعدیل نمایند. آن‌ها بخش عمده‌ای از دلیل این موضوع هستند که چرا کنفرانس‌های کاپ هرگز به صورت مشخص ضرورت کاهش استفاده از سوخت‌های فسیلی را مورد تایید قرار نداده اند.

زمانی که در نوامبر ۲۰۲۳، هزاران دیپلمات، سیاستمدار، دانشمند، کارآفرین، لابی گر و روزنامه نگار برای شرکت در نشست کاپ ۲۸ وارد دوبی شدند، بسیاری از کسانی که قصد داشتند با این اقدامات مقابله کنند، با تصمیم امارات مبنی بر انتصاب سلطان الجابر، رئیس شرکت ملی نفت ابوظبی به ریاست این نشست خشمگین‌تر شدند.

اما نشست کاپ ۲۸ کار خود را در ماه دسامبر با یک گام رو به جلوی هرچند نمادین، اما مهم به پایان رساند. در بیانیه پایانی این نشست از کشور‌های جهان درخواست شده بود که در زمینه «گذار از سوخت‌های فسیلی در سیستم‌های انرژی مشارکت کنند… به اقدامات خود در این دهه تعیین کننده سرعت ببخشند به نحوی که تا سال ۲۰۵۰ به معیار کربن خالص صفر دست پیدا کنند.»

عبارت پردازی و کلمات استفاده شده در این بیانیه جالب توجه است. «درخواست شده» عبارت الزام آوری نیست. «مشارکت کردن» نیز نمی‌تواند به معنای دنبال کردن یک هدف مهم از اعماق وجود باشد. عبارت «گذار از» هم جای عبارت «برچیدن» را که بسیاری از هیئت‌های شرکت کننده به دنبال گنجاندن آن در متن بودند، نمی‌گیرد. از این جهت این توافق تا حدودی ضعیف به نظر می‌رسد، اما در عین حال، بیانیه پایانی این نشست یک نقطه عطف تاریخی در مذاکرات محیط زیستی تلقی می‌شود، زیرا از قلب اصلی‌ترین منبع تامین نفت جهان، درخواست کاهش تقاضا برای مهمترین منبع انرژی قرن بیستم را فریاد می‌زند. با این حال به گفته سیمون استیل، رئیس دبیرخانه کنوانسیون تغییرات اقلیمی سازمان ملل «ما در دوبی صفحه جدیدی بر دوران سوخت‌های فسیلی نگشودیم… این دستاورد، آغاز یک پایان است.»

اگر این ارزیابی دقیق باشد، لزوما به ضرر امارات نخواهد بود. این کشور خود را قادر به تداوم تولید نفت تا پایان این دوران گذار می‌داند. بهترین ذخایر انرژی حوزه خلیج فارس هم از نظر گستردگی و هم از جهت ارزان بودن عملیات اکتشاف در اختیار این کشور است. به علاوه، در اکثر موارد کار با این منابع به خودی خود به اندازه تولید نفت در سایر نقاط جهان دی اکسید کربن منتشر نمی‌کند. در صورت برابر بودن سایر شرایط، جهان در مسیر کاهش وابستگی به نفت، ابتدا تولید کنندگان پرهزینه را کنار خواهد گذاشت.

اما گذار از نفت به سمت انرژی‌های غیرفسیلی همچنان به معنای تغییر دینامیسم حاکم بر صنعت نفت است، که این صنعت و رابطه آن با اقتصاد جهانی را طی ۵۰ سال گذشته شکل داده است. در اکتبر ۱۹۷۳، کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس عضو اوپک خشمگین از حمایت آمریکا از اسرائیل در جنگ یوم کیپور، فروش نفت به ایالات متحده و متحدانش را تحریم کردند. پیش از آن تحریم، قیمت نفت اندکی بیش از ۳ دلار در هر بشکه بود. این رقم تا مارس ۱۹۷۴ به ۱۳ دلار رسید. قبل از تحریم نفتی اعراب، قیمت نفت دهه‌ها ثابت مانده بود. اما از سال ۱۹۷۳، قیمت همواره رو به افزایش بوده و روندی پرنوسان را تجربه کرده است.

جیسون بوردوف، کارشناس سیاست گذاری انرژی و رئیس مرکز سیاست گذاری جهانی انرژی در دانشگاه کلمبیا در این باره گفت: «هر چه بگویم، حق مطلب را در مورد شوک وارده به روح و روان مردم آمریکا در نتیجه جهش یک شبه قیمت نفت، تمام شدن سوخت در پمپ بنزین‌ها و تشکیل صف‌های طویل ادا نمی‌کند.» وی همچنان معتقد است که شوک نفتی ۱۹۷۳ و شوک بعد از آن که متعاقب پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اتفاق افتاد، «سیاست انرژی را برای نیم قرن شکل داد.»

بازه زمانی ۵۰ ساله زمان مناسبی است که به عقب برگردیم و تغییرات رادیکال را مرور کنیم. این بازه زمانی تقریبا برابر با طول عمر یک انسان است و به مردمی که پس از تغییرات رخ داده در گذشته متولد شده اند اجازه می‌دهد تا درک بهتری از ویژگی‌های خاص جهانی که همواره می‌شناخته اند کسب کنند.

این دلیل برای بررسی جهانی که شوک نفتی سال ۱۹۷۳ آن را ایجاد کرد کافی است. اما چرخشی که در دسامبر سال گذشته در دبی اتفاق افتاد این وظیفه را خطیرتر و فوری‌تر می‌سازد. بازار نفت پس از بحران ۱۹۷۳ همواره درگیر کشمکش میان نرخ رشد عرضه (که همواره توسط اوپک هماهنگ می‌شد) و تقاضا بوده است. در جهان محدود شده از ناحیه دغدغه‌های محیط زیستی این رشد عرضه و تقاضا باید پایان پذیرد. برخی بر این باورند که نرخ عرضه و تقاضا ثابت شده است. برخی اصرار دارند که باید میزان تولید و تقاضا به سرعت و به شکلی قابل توجه کاهش یابد. اگر این اتفاق رخ دهد، نگرانی‌های جدیدی نظیر اینکه عرضه نفت جدید از کجا تامین خواهد شد و تا چه اندازه این منابع قابل اتکا هستند، رخ خواهد نمود.

سوالات بعدی احتمالا این خواهد بود که چه کسی عرضه را متوقف خواهد کرد و این اقدام چه تاثیراتی در پی خواهد داشت؟ زمانی که تقاضا در حال افزایش است، ارزیابی غلو آمیز از این روند می‌تواند منجر به سرمایه گذاری بیش از حد در حوزه انرژی شود. زمانی هم که تقاضا رو به کاهش است، سرمایه گذاری کم ممکن است ریسک بزرگتری را به دنبال داشته باشد.

لینک کوتاه : https://poleconomicpress.com/?p=745

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.