اقتصاد اروپا در شرایط مساعدی قرار ندارد و با چالشهای مهمی مانند بحران انرژی و واردات کالاهای ارزان چینی مواجه است که در عین اینکه به نفع مصرف کنندگان است، می تواند به تولیدکنندگان آسیب برساند و درگیری های اجتماعی و صنعتی را افزایش دهد. اما از منظر اکونومیست، چالش اصلی پیش رو احتمال بازگشت ترامپ و دور جدید جنگ تعرفهای خواهد بود. تحلیلگران معتقدند، اروپا باید کماکان به اصول اقتصاد آزاد پایبند بماند.
تهدیدافزایش واردات کالاهای چینی و صعود قیمت تعرفه
اکونومیست به بررسی وضعیت نامساعد اقتصاد اروپا پرداخته و پیشنهادهایی برای عبور اروپا از این شرایط ارائه کرده است. تحلیلگران این نشریه هشدار میدهند که اقتصاد قاره سبز علاوه بر بحران انرژی با دو شوک دیگر مواجه خواهد بود: افزایش واردات کالاهای چینی و تهدید اعمال تعرفههای بیشتر در صورت بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید.
اقتصاد اروپا از جنبههای گوناگون و با در نظر گرفتن معیارهای مختلف دچار «ایستایی» شده است. چراکه اروپا در زمان بدی با این شوکها مواجه شده است. این قاره اکنون نیازمند رشد اقتصادی قدرتمند است تا بتواند هزینههای دفاعی خود را (بهخصوص در زمانی که آمریکا حمایت خود از اوکراین را کاهش داده است) تامین مالی کرده و اهداف مربوط به توسعه انرژی سبز را محقق کند.
رای دهندگان اروپایی به طور فزاینده ای سرخورده شده اند و ممکن است از احزاب راست افراطی مانند آلترناتیو حمایت کنند و عوامل مزمن دیگری همچون پیری جمعیت، سختگیری نهادهای تنظیم گر و عدمیکپارچگی مناسب بازار که به عنوان موانع رشد اقتصادی اروپا شناخته میشوند نیز کماکان پابرجا هستند.
دولتهای اروپایی که به شدت در جست وجوی پاسخی مناسب برای مدیریت این چالشها هستند، باید توجه کنند که اگرچه ریشههای این مشکلات در خارج از این قاره قرار دارند، اما اشتباهات سیاستگذاران اروپایی میتواند آسیبها را دوچندان کند. خبر خوب این است که شوک انرژی از لحظه اوج خود فاصله گرفته است، قیمت بنزین کاهش قابل توجهی پیدا کرده است. اما متأسفانه چالش های جدیدی در حال شکل گیری است.
دولت چین در مواجهه با کاهش نرخ تورم، باید مصرف ناچیز خانوار این کشور را تحریک کند، که می تواند جایگزین سرمایه گذاری املاک به عنوان منبع تقاضا شود. در عوض، رئیس جمهور شی جین پینگ از یارانه ها برای افزایش تولیدات چینی استفاده می کند، باید توجه کرد که چین تولید یکسوم کالاها در جهان را در اختیار دارد و دولت این کشور برای بهبود رشد اقتصادی چشم به بازارهای مصرفی کشورهای دیگر دارد.
در حال حاضر تمرکز چین بر کالاهای سبز و بهخصوص خودروهای برقی است که سهم بازار جهانی آن تا سال 2030 می تواند دو برابر شود و به یک سوم برسد. این امر به تسلط قهرمانان ملی اروپا مانند فولکس واگن و استلانتیس (که بزرگترین سهامدار آنها، Exor، بخشی از… مالک شرکت مادر اکونومیست است). از توربینهای بادی گرفته تا تجهیزات راهآهن، سازندگان اروپایی با نگرانی به سمت شرق نگاه میکنند.
پس از نوامبر، تولیدکنندگان نیز ممکن است به سمت غرب نگاه کنند. در دور قبلی ریاست جمهوری ترامپ، تعرفههایی را بر واردات فولاد و آلومینیوم، در نهایت شامل واردات از اروپا نیز اعمال کرد، که باعث شد در واکنش اروپا نیز اقدامات متقابلی انجام داد تا اینکه در سال 2021 آتش بس ناآرام در دوران ریاست جمهوری جو بایدن منعقد شد. این بار ترامپ تهدید کرده است که درصورت پیروزی، تعرفه ۱۰ درصدی بر واردات تمام کالاها اعمال خواهد کرد.
دور دیگری از جنگ تجاری صادرکنندگان اروپا
دور دیگری از جنگ تجاری صادرکنندگان اروپا را تهدید می کند که در سال 2023 500 میلیارد یورو (540 میلیارد دلار) فروش در آمریکا داشتند. سوال مهم اکنون این است که اروپا در مسیر پرمخاطره پیش رو باید چه کند؟
مسیر پیش رو پر از ناهمواری است و در این میان یکی از اشتباهات این است که سیاست اقتصادی را در لحظه آسیب پذیری بیش از حد سختگیرانه نگه داریم – اشتباهی که بانک مرکزی اروپا قبلا مرتکب شده است. در سال های اخیر، بانک به درستی با افزایش نرخ بهره با تورم مبارزه کرده است.
دام دیگر، کپی برداری از حمایت گرایی آمریکا و چین با آزاد کردن یارانه های گسترده برای صنایع مورد علاقه است. جنگ یارانهها بازی حاصل جمع صفر خواهد بود و منابع را هدر خواهد داد. اتخاذ سیاستهای حمایت گرایانه در آمریکا نیز تجربه موفقی نبوده و باعث افزایش محبوبیت بایدن نشده است اما در مقابل، توسعه تجارت کشورها را ثروتمندتر میکند، حتی وقتی شرکای تجاری به سیاستهای حمایت گرانه روی میآورند.
رونق تولید در آمریکا فرصتی برای تولیدکنندگان اروپایی در راستای تامین قطعات است. واردات ارزان از چین، انتقال انرژی سبز را آسانتر کرده و به مصرفکنندگانی که در طول بحران انرژی آسیب دیدهاند، کمک میکند.
اروپا در این شرایط باید سیاست اقتصادی مختص خود را طراحی کند و برای بهبود زیرساخت ها، آموزش، و تحقیق و توسعه هزینه کند. یکپارچهسازی بازار خدمات اروپا نیز میتواند به رشد شرکتها و تقویت نوآوری کمک شایانی کند. یکپارچه سازی بازارهای سرمایه در اروپا نیز میتواند تاثیر مثبت مشابهی داشته باشد. ممکن است چنین رویکردی در عصر گسترش سیاستهای حمایت گرایانه «ناشیانه» به نظر برسد، اما آنچه کماکان میتواند باعث رشد اقتصادی اروپا شود تعمیق اقتصاد بازار آزاد خواهد بود.
















